تبلیغات
من همونم که همیشه لای شیشم توی بیشه

من همونم که همیشه لای شیشم توی بیشه

بدون شرح :[عمومی , ]

نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند 1385 و 02:02 ق.ظ توسط آرش

ویرایش شده در - و -


وای بر من :[درد دل , ]

همچو موجها به دنبال ساحل گشتم عمری که شاید پیدا شود یک تکیه گاه برای من که گویا این آرزو بود و بر جوانان عیب

نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند 1385 و 02:02 ق.ظ توسط آرش

ویرایش شده در - و -


رنگارنگ :[شعر , ]

عاشقان در جواب این سوالات میمانند بی جواب همچون آهویی که افتاده به گیر صیاد

نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند 1385 و 02:02 ق.ظ توسط آرش

ویرایش شده در - و -


دل سپرده :[درد دل , ]

خوابها را یک به یک دیدمو هیچ یک به خوبی خواب تو نبود

جستجوی ستاره های دور افتاده و تنها کار خودم بود

ای تک ستاره شبهای برفی من

نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند 1385 و 02:02 ق.ظ توسط آرش

ویرایش شده در چهارشنبه 9 اسفند 1385 و 02:02 ق.ظ


همچون عشق آسمانی :[شعر , ]

من در خودم بودم که دیر شد

آسمان  آبی بود دل اسیر شد

مـــــن عــــــشـق را یـــــاد نـــــگرفتــــــم کـــه فــــرامــــوشش کنــــم اگــــرچــــه شــــاید بــــاد بــــرگهــــایـــم را تـــــکان دهــــد ولی ریشــــه ام در خــــاک محکــــم و ایسـتاســــت مــــن عــــشق را از درخــــت آمــــوختــــه ام

نوشته شده در چهارشنبه 9 اسفند 1385 و 01:02 ق.ظ توسط آرش

ویرایش شده در - و -


انجیل :[عمومی , ]

اگر خدا نیست

مرغان هوا را که نه می کارند و نه درو می کنند

چه کسی دانه میدهد؟

کتاب مقدس-متی-۶-۱۹:۳۴  

نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند 1385 و 10:02 ق.ظ توسط نینا

ویرایش شده در - و -


پدر.... :[عمومی , ]

و هر کس محبت نکرد خدا را نشناخت.

زیرا خدا محبت است.

                                  کتاب مقدس.یوحنا.۸:۴

نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند 1385 و 10:02 ق.ظ توسط نینا

ویرایش شده در - و -


تقدیم به... :[عمومی , ]

به صبورترین و مهربون ترین آدم دنیا

به آرش گلم

وقتی که شانه هایم زیر بار حادثه می خواست بشکند

یک لحظه از خیال پریشان من گذشت:

« بر شانه های تو  ».

بر شانه های تو اگر می شد سری بگذارم وین بغض درد را

از تنگنای سینه بر آرم به های های...

آن جان پناه مهر

شاید اگر که می توانست

از این بار مصیبت سنگین آسوده ام کند.

                                                       فریدون مشیری

نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند 1385 و 10:02 ق.ظ توسط نینا

ویرایش شده در - و -


زندگی کوچ است و باقی پوچ است. :[عمومی , ]

بسترم صدف خالی یک تنهایی است.

و تو چون مروارید

گردن آویز کسان دگری.

***************************

پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست

چراغ آسودگی ها و ساحل در افق پیداست

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

غمم دریا دلم تنهاست.

                                    فریدون مشیری

نوشته شده در چهارشنبه 2 اسفند 1385 و 09:02 ق.ظ توسط نینا

ویرایش شده در - و -


وداع :[شعر , ]

دیدی چه جوری عاشقت کردم

در خود بودی بی خودت کردم

دیدی وقت وداع  آرومت کردم

حالا که من آدم بدم بزار همینجور بمونم

خوبی به من نیومده بدی شده سرنوشتم

وقتی که با تو بودم بهترین بودم

اما حالا ......

یه شاخه خشک و بی ثمر شدم

نوشته شده در یکشنبه 29 بهمن 1385 و 02:02 ق.ظ توسط آرش

ویرایش شده در - و -


Lahijan.mihanblog.com
lahijan.mihanblog.com